تبليغاتX
از عشق و شیاطین دیگر

از عشق و شیاطین دیگر

از سر خط...

برای تو می نویسم ....

 

ما دو تن مغرور

    هر دو از هم دور

وای در من تاب دوری نیست

ای خیالت خاطر من را نوازشبار

بیش از این

در من صبوری نیست

  بی تو من تنهایم

من به دیدار تو می آیم.

    باز هم به تو.....

 

هی فلانی!

 زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده ی کوچک

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را

جز برای او

و جز با او نمی خواهی

بی گمان باید همین باشد

                زخم خوردن!

آن هم از دست عزیزی که هیچ چیز مانند او

برایت دوست داشتنی نیست

               بی گمان باید همین باشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 19:14  توسط پریسا بخشی  | 

کلینیک خدا

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم.

فهمیدم که بیمارم

خدا فشار خونم را گرفت.معلوم شد که لطافتم پایین آمده

زمانی که دمای بدنم را اندازه گرفت دماسنج ۴۰ درجه

 اضطراب را نشان داد

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم

تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند

. برای قلب خالی ام خون برسانند

به ارتوپد رفتم چون نمی توانستم کنار دوستانم راه بروم

یا آنها را در آغوش بگیرم

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم.

همین طور فهمیدم که مشکل نزدیک بینی دارم

چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم

زمانی که از مشکل شنوایی شکایت کردم معلوم شد مدتی است

صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من صحبت میکند نمی شنوم.

برای تمام این مشکلات خدای مهربان به من مشاوره ی رایگان داد

به شکرانه اش تصمیم گرفتم به محض ترک کلینیک

تنها داروی حقیقی که او

در کلمات راستینش برایم تجویز کرده مصرف کنم

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

هر ساعت یک کپسول صبر یک فنجان اخوت

و یک لیوان فروتنی بنوشم

زمانی که به بستر میروم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم

 

امیدوارم خدا نعمت هایش را در سال جدید برایتان سرازیر کند:

    

            رنگین کمانی به ازای هر طوفان

            لبخندی به ازای هر اشک

            دوستی فداکار به ازای هر مشکل

            نغمه ای شیرین به ازای هر آه

            و اجابتی نزدیک برای هر دعا

              

 آمدن بهاری نو پیشاپیش مبارک...

      

 خدایا:

        نمیخواهم کسی را بیازارم٬

            آنچنان لطافتی به من ده

                         که پروانه گلم پندارد

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 20:46  توسط پریسا بخشی  | 

چشمات شده معنی ضرب المثلم

           عمری است که عطر تو گرفته بغلم

وقتی که بهانه های شعرم هستی

            انگار خدا نشسته کنج غزلم

 

     این شعر زیبا از بهناز عزیز

     

      شاعر جوان آستاراست

     

      برای سلامتیش دعا کنیم.

    

      که به امید خدا در سال جدید 

    

       با زیباترین غزلهایش

    

       به خانه هایتان می آید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 15:36  توسط پریسا بخشی  | 

دوستان همیشگی ام سلام

از اینکه بی خبر رفتم معذرت میخوام...

مشکلات زندگی در گیرم کرد و باز با

نفس زمین چیزی درون دلم

فریاد زد که:

    

       "نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم"

 

اومدم تا باز هم در جمع دوستان خوبم باشم و به قول قیصر عزیز:

                

       من که غیر از دلی ساده و صاف

                        در جهان هیچ چیزی ندارم

                                 مثل آئینه گاهی دلم را

                                    روبروی دلت میگذارم...

 

و برای دوستانی که گلایه دارند...

  

    از انسانها غمی به دل نگیر

                             زیرا خود نیز غمگینن

   زیرا با آنکه تنهایند   ولی     از خود میگریزند

   زیرا به خود   

   و به عشق خود  

   و به حقیقت خود شک دارند

   پس دوستشان بدار   

     حتی اگر

                              دوستت نداشته باشند.

+ نوشته شده در  جمعه 6 اسفند1389ساعت 16:20  توسط پریسا بخشی  | 

با پول

  میتوان خانه خرید٬ولی آشیانه نه

  رختخواب خرید٬ ولی خواب نه

  ساعت خرید ولی زمان نه

  میتوان کتاب خرید ولی دانش نه 

  مقام خرید ولی احترام نه

  دارو خرید ولی سلامتی نه

  خون خرید ولی زندگی نه

  و بالاخره قلب خرید

          ولی عشق نه..!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت 15:24  توسط پریسا بخشی  | 

تقدیم به دوست عزیزم..

شاید جوابی باشد برای سوال آتشینش و قلب بیقرارش را آرام سازد

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت/ راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید/ در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم مگو و مپرس چرا رفتی؟/ چون عشق منو نیاز تو و سور و ساز ما

از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح/ بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم/ در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان/ فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم/ از خنده های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال و آغوش سرد هجر/ آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز/ دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر

می خواستم که شعله شوم سر کشی کنم/مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی شذم که شبی بی خبر ز خیش/  در دامن سکوت به تلخی گریختم

نالان ز کرده ها و پیشمان ز گفته ها/ دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 تیر1389ساعت 22:9  توسط پریسا بخشی  | 

جسارت

شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم

در آن یک شب خدایی من عجایب کارها کردم

به قداره کشیدم از زمین تا عرش دنیادار سابق را

من این بهتر بگویم در حقیقت کارها کردم

نماز و روزه را تعطیل کردم کعبه را بستم

سخن بهتر بگویم در حقیقت کودتا کردم

نه بر یک آبرومندی دو صد ظلم و جفا کردم

نه بر یک بی آبرویی من دو صد گنجش ببخشیدم

سحر چون هوشیار گشتم و دانستم

که دیشب در پناه می جسارت بر خدا کردم

شدم بار دگر یک بنده ی درگاه او گفتم

خداوندا نفهمیدم غلط کردم خطا کردم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 تیر1389ساعت 20:9  توسط پریسا بخشی  | 

این مردان سر شناس قبلا جه شغلی داشتند؟

 

آدلف هیتلر.................دیکتاتور آلمان.....................نقاش پوستر

آلبرت انیشتن.................فیزیکدان.....................منشی اداره ثبت

امیر کبیر........................صدر اعظم ناصرالدین شاه...........آشپز

اوهنری.........................نویسنده.............................گاو چران

جرالد فورد....................رئیس جمهور آمریکا...................مانکن

کارک گیبل...................هنر پیشه سینما......................چوب بر

جیمی کارتر.................رئیس جمهور آمریکا...................بادام کار

نادر شاه افشار............موسس سلسله افشاریه..........پوستین دوز

امیر اسماعیل سامانی.....امیر سامانی.......................ساربان

فرخی سیستانی............شاعر مشهور .................کارگر کشاورز

جک لندن......................نویسنده آمریکایی.............کارگر کشاورز

موسولینی...................دیکتاتور ایتالیا....................روزنامه نویس

آلبتکین.......................سر سلسله غزنویان...........غلام زر خرید

و خیلی کسای دیگه که اگه دوست داشتین براتون لیست میکنم

    فقط یادمون باشه که اشرف مخلوقات انسانه..

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 خرداد1389ساعت 0:17  توسط پریسا بخشی  | 

"از دیواری که شکافت تا آن دیوار که آواره شد رازی است که هستی از آن می جوشد و انسان از آن

می نوشد همه ی رنجهای مقدس را."

 

   با عرض تسلیت شهادت بانوی بزرگ دو عالم٬از همه ی دوستانم التماس دعا دارم...

بانوی دو عالم...

             دیشب هر چه از نگاهت سرودم٬دیدم آخر از بیت بیت شعرهایم تا نام

آسمانی تو فاصله است

                                   فاطمه٬فاطمه است.

      

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اردیبهشت1389ساعت 0:14  توسط پریسا بخشی  | 

نبلوفر کبود

نزدیک به هزار و چهار صد سال پیش بود که خانه ای را آتش زدند وکسی میان در نیم سوخته و دیوار

خانه چنان قرار گرفت که ناله ی مظلومیت او هنوز به گوش می رسد.

ای چشمه ی تکاثر نیکی ها٬بانویی که به هنگام نماز ٬نوری از تو تا اسمان قد می کشید

پس چگونه بود که پهلویت را شکستند تا علی در غمی مضاعف به شکوه بنشیند در پیشگاه آفریدگار

دختر معرفت٬نیمه ی زعامت اسرار روزگار٬مادر شفاعت و سالار شهیدان

به شعری اثبات تو ا در نشستن بیهوده است.

تو خود گویاترین دلیل خویشتنی٬چنانکه آفتاب شیواترین دلیل آفتاب.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اردیبهشت1389ساعت 0:1  توسط پریسا بخشی  |